السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

495

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

فصل ، عارض بر ديگرى است ، همان‌طور كه قبلًا گذشت . « 1 » وازاين‌جاست ( يعنى چون اجزاء به وجود واحد ، موجودند ) كه‌گفته‌اند كه در مركبات حقيقى - كه همان انواع مادى است - لازم است كه بين اجزاء فقر و حاجت باشد ، تا اين‌كه به يك‌ديگر مرتبط باشند و حقيقت واحدى را به وجود آورند . و اين مسئله را از بديهيات شمرده‌اند . شرح در باب وجود اجزاء ، چهار قول وجود دارد : 1 . اجزاى ماهيت گرچه ذهناً هم از نظر ماهيت و هم از نظر وجود متعددند ، اما در خارج ماهيتاً واحدند ؛ يعنى تعدد اجزايى در خارج ندارند . 2 . اجزاى ماهيت همان‌طور كه در ذهن از نظر ماهيت و وجود متعددند در خارج هم ماهيتاً و وجوداً متعددند . قائل به اين قول ، شيخ اشراق است . بنابراين قول ، بين اجزاى مركب هيچ حملى حتى شائع ، صورت نمىگيرد ، كه اين قول ، قول سخيفى است . 3 . اجزاى ماهيت همان‌طور كه در ذهن ماهيتاً متعددند در خارج هم از نظر ماهيت متعددند ، گرچه وجوداً واحدند . اين قول ، مرضى حكيم سبزوارى است . « 2 » بنابراين قول ، حمل شايع بين اجزاى ماهيت واقع مىشود . 4 . اجزاى ماهيت گرچه در ذهن ماهيتاً و وجوداً متعددند ، ولى در خارج هيچ چيز به جز وجود ، موجود نيست . و به قول حكيم سبزوارى « فلا مقام ذات للأجزاء فى العين وراء الوجود فضلًا عن بساطة الذّات او تركيبها » . محقق آملى در دُرَر الفوائد مىفرمايند : اين قول از صدرالمتألّهين است . بنابراين قول در خارج ، از تحقق بالعرض براى ماهيت نيز قطع نظر مىشود .

--> ( 1 ) . در فصل پنجم از همين مرحله ( 2 ) . ر . ك : سبزوارى ، شرح منظومه ، ص 102 ، غرر فى ذكر الاقوال فى كيفيّة التّركيب من الاجزاء الحديّة